تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکی است
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

اي كه با نامت جهان آغاز شد دفتر ما هم بنامت باز شد


دفتري كز نام تو زيور گرفت كار او ازعرش بالاترگرفت

سلام دوستان بازديد كننده

براي مطالعه بهتر مطالب وبلاگ توصيه مي كنم

از آرشیومطالب استفاده كنين.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 آبان1390 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی
سلام

همانطور كه قبلا وعده داده بودم قرار بود در يكي از پست هام معرفي كوتاهي از وب هاي

دوستان لينكدونيم را داشته باشم

با تشكر از دوستاني كه در مورد خودشون و وبلاگشون برام مطلب فرستادند

در زير عده اي از وبلاگ هاي لينكم كه يا مطلب فرستاده بودند و يا اجازه ثبت وبشان

را داده بودند رو قرار داده ام

نكته:

دوستاني كه وبشان را در زير قرار داده ام و دوستاني كه برام مطلب فرستاده اند و من

فراموش كردم قرار بدم و يا دوستاني كه دوست دارند در مورد وبشان مطلب قرا بدهم

به من اطلاع بدهند چون اين پست قابل ويرايش در اصلاح و افزودن اطلاعات مي باشد.

برای کسب اطلاعات بیشتر بر روی لینک های زیر کلبک فرمایید.

نادرترين غزل:

وبلاگ شخصی مجتبی نادری دانشجوی علوم پزشکی کاشان متولد 26 مهرماه 1364

تخلص: ؟؟؟؟ غافل(نادر)

... و هر چه هست از اوست.

جاده خاكي:

وبلاگ مجتبي حسن زاده كه با تخلص هاي سرور و طوفان شناخته شده است

اين وبلاگ می پردازد به دفاع مقدس - فرهنگ شهادت - شهدای گمنام - دانشجو - دانشگاه

مسائل اجتماعی - و اخبار و حوادث دانشگاه علوم پزشكي كاشان

دكتر رضا پور حسين:

وبلاگ شخصي دكتر پور حسين متولد 10 فروردین 1338 دكتراي روانشناسي و

عضو هيئت علمي دانشگاه تهران

هيئت دانشجويي عشاق الولايه:

اين وبلاگ گروهي بود و مربوط به هيئت عشاق الولايه دانشگاه است كه توسط

چند نفر از اعضاي هيئت آپ ميشه.

طلب عشق زهر بي سر و پايي نكنيد:

وبلاگ شخصي هادی میرزایی متولد 23 ابان 1367 دانشجوي پرستاري دانشگاه

علوم پزشكي كاشان

چند سالیست که اینگونه اسیر غزلم............چون که افتاده به سوی تو مسیر غزلم

و همين، ساده ترين قصه يك انسان است...:

وبلاگ شخصي محسن نادري متولد 15 شهريور 1367 دانشجوي پرستاري دانشگاه

علوم پزشكي كاشان و دبير كانون شعر و ادب نغمه دانشگاه

دیگر باید رفت باید دلهره فردا را از تو دور ساخت باید رفت تا تو آرام گیری آرام ..آرام..آرام..


...هم سایه خورشید . . .:

وبلاگ شخصي علي شايانفر دانشجوي دانشگاه علوم پزشكي كاشان و دبير كانون

قرآن و عترت دانشگاه

ناگهان چقدر زود دير مي شود.

ندای خاموش......:

/*]]-->

وبلاگ شخصي امين طهمورث دانشجوي ترم 3 پزشكي دانشگاه علوم پزشكي كاشان

متولد 1 فروردين 1369

ميشه سبز رؤياهاي تو سبز كن خواب مرا امشب به گام سبز خويش اي هميشه پاك

و رؤيايي سپيد لحظه هات خاطرات بهترين شبهاي مهتابي مست باران خيس لبخند

و نگاهي پر ز سرخ گرم بازي با نسيم عشقبازي با ستاره

پزشکان مهر 87 کاشان:

وبلاگ گروهي دانشجويان پزشكي ورودي مهر 87 كه توسط اكثر دانشجويان ورودي 87

پزشكي آپ ميشه ای کاش حلال یاد تو ، مرا از ناخالصیهای وجود جدا کند و ای کاش

بتوانم به همه دنیا بگویم که تو زیباترین حقیقتی هستی که می‌توان به آن رسید

هواداران دو اتيشه ابومسلم خراسان:

وبلاگ مصطفي رحمتي يكي از هواداران دو اتيشه و با تعصب ابومسلم و پيام

اين وبلاگ از دو تيم محبوب و پرطرفدار خراسان ، ابومسلم و پيام حمايت ميكند.

وبلاگ هواداران ابومسلم ، از تمام عاشقان فوتبال خراسان كه به ورزشگاه مي ايند

و تيم محبو بشان، ابومسلم و پيام را تشويق ميكنند، نهايت تشكر را دارد.

صورتگر نقاشم هر لحظه بتي سازم:

وبلاگ اختصاصي عبدالله منفرد عبدالله منفرد هستم 26 سالمه اما دوستام ميگن بهت

مياد 20 سالت باشه به طراحي و نقاشي خيلي علاقه دارم متولد مرداد 62 هستم غذاي

مورد علاقم كباب با ماست خيار ديگه هنوزم مجردم همين كافيه ؟

آها ديگه اينكه ديپلم علوم انساني هستم

يكي يه دونه:

من یکی یه دونم فارغ التحصیل رشته کامپیوتر خیلی احساساتی(عاشق عروسک)

با کودک درون کاملا شیطون با مزه, همیشه لبخند به لب گاهی هم غمگین موقعی

هم که عصبانی میشم هیچ کس(حتی بابایی) تا شعاع 20 کیلومتریم افتابی نمیشه!!!!!!

خیلی خیلی خدا رو دوست دارم عاشقم ,عاشق قدم زدن زیربارون توی شب

133:

وبلاگ شخصي سید عباس متولد 1364 دانشجوي مديريت دانشگاه اصفهان ساكن يزد

133 به حروف ابجد یعنی عباس

یاکاشف الکرب ان وجه الحسین (ع) اکشف کربی به حق اخیک الحسین (ع)

اللهم عجل لولیک الفرج

دل نوشته هاي دنياي پائيزي من:

راسپینا(يعني پاييز) يه 9 اباني، شيطون، و بيشتر پرحرف عاشق اینترنت و وبلاگش

دوستاش و خانواده اش

راسپینا(البته اسم وبلاگیمه ) 16 ساله (هنوز کوچولو ام)

تحصیلات :جراح آینده (در حال حاضر سال دوم تجربی البته تو دبیرستان)

علایق شغل آینده ام (جراحی) اینترنت کتاب فیلم و...

نيلوفرانه:

اسمم نیلوفره و تو وبلاگم خاطره و شعر و مطالب باحال می نویسم.شعرایی که میذارم

خیلی قشنگن.وبلاگم هم خیلی باحاله! خلاصه از همه وبلاگ ها بهتره...

به نام او...:

من مداد كوچكي هستم در دست خدايي نويسنده كه نامه اي عاشقانه براي جهان ميفرستد.............الناز!!!!!!!!!!!!!!

در انتظار موعود:

من دبیر دینی و قران در مقطع متوسطه هستمسنو هم که خودت میدونی نباید از

خانما پرسید چون توی هر سنی باشن همون 18 رو قبول دارنمحل زندگی هم لرستان

دیگه چی بگم بیشتر به مطالعه علاقه دارم اون هم کتابای مذهبی و تاریخی و روانشناسي

از فیلمها و اهنگا هم فیلمای عاطفی مثل میم مثل مادر و ترانه مادری و

از خوانندهاهم شجریان و شهرام ناظری افتخاری رو دوست دارم

خب فکر کنم دیگه چیزی نمونده چون بقیش دیگه سریه

هر كي به هر كي:

من سارا ام. یه بچه دبیرستانی فرزانگانی!!! دوستام بهم میگن لوس و بچه ننه!!!

ولی خودم چنین اعتقادی ندارم. یه جورایی حقم دارن چون ظاهر و باطنم (در این مورد)

یکی نیست. این وبلاگم فقط برای دل خودم زدم. همین!!!

يك فنجان قهوه:

سلام هموطن عزيز من كوپوش هستم ۲۱ ساله و مقيم قطر با اين وبلاگ ميخوام به

سوالات مهم كه جوابش مثل تجربه مهمه شما رو مهمون وبلاگم كنم اميدوارم خوشتون بياد

عظمت انسان حاصل عظمت فكر اوست:

من حسین جوانشیری دانشجوی رشته کارشناسی پیوسته هوشبری دانشگاه علوم پزشکی

بیرجند هستم.درسال 1369در شهرقاسم آبادبه دنیاآمدم وعلاقه زیادی به رشته هوشبری دارم.

باز باران:

درمورد خودم باید بگم دختری 22 ساله هستم که سرنوشت زیاد باهام سر سازگاری نداره

یه جورایی بد جوری زده تو برجکم ولی با همه ی این حرفا دوستام بهم میگن خیلی

پر انرژی هستم ویه جورایی مثل ادمای بی غم این زمونم رفتار میکنم

درباره ی وبلاگم هم باید بگم هر کس دنبال حرفا وشعرای ناب عاشقونه میگرده

البته از نوع غم انگیزش به وبلاگ من یه سری بزن



نوشته شده در تاريخ شنبه 28 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی

برای دیدن خبر روی لینک زیر کلیک کنید.

اخبار معاونت دانشجویی فرهنگی دانشگاه


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی

پادشاهي پس از اينكه بيمار شد گفت:
«نصف قلمرو پادشاهي ام را به کسي مي دهم که بتواند مرا معالجه کند».
تمام آدم هاي دانا دور هم جمع شدند
تا ببيند چطور مي شود شاه را معالجه کرد،
اما هيچ يک ندانست.
تنها يکي از مردان دانا گفت :
که فکر مي کند مي تواند شاه را معالجه کند.
اگر يک آدم خوشبخت را پيدا کنيد،
پيراهنش را برداريد
و تن شاه کنيد،
شاه معالجه مي شود.
شاه پيک هايش را براي پيدا کردن يک آدم خوشبخت فرستاد.
آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند
ولي نتوانستند آدم خوشبختي پيدا کنند.
حتي يک نفر پيدا نشد که کاملا راضي باشد.
آن که ثروت داشت، بيمار بود.
آن که سالم بود در فقر دست و پا مي زد،
يا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگي بدي داشت.
يا اگر فرزندي داشت، فرزندانش بد بودند.
خلاصه هر آدمي چيزي داشت که از آن گله و شکايت کند.
آخرهاي يک شب،
پسر شاه از کنار کلبه اي محقر و فقيرانه رد مي شد
که شنيد يک نفر دارد چيزهايي مي گويد.
« شکر خدا که کارم را تمام کرده ام.
سير و پر غذا خورده ام
و مي توانم دراز بکشم
و بخوابم!
چه چيز ديگري مي توانم بخواهم؟»
پسر شاه خوشحال شد
و دستور داد که پيراهن مرد را بگيرند
و پيش شاه بياورند
و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
پيک ها براي بيرون آوردن پيراهن مرد توي کلبه رفتند،
اما مرد خوشبخت آن قدر فقير بود که پيراهن نداشت!!!.

لئو تولستوي


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 18 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی



یار دبستانی من، با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه

ترکه ی بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش

خوب اگه خوب؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه

کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه؟

یار دبستانی من، با من و همراه منی

چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه

ترکه‌ی بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما


نوشته شده در تاريخ دوشنبه 16 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی

پیشاپیش عید كمال دین ،سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت

امیر المومنین علیه السلام

بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد.

و همچنین اعیاد عرفه، قربان، ولادت امام هادی هم مبارک


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی

براي ديد ن خبر روي لينك زير كليك كنيد

اخبار معاونت دانشجويي فرهنگي دانشگاه


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 5 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی

سلام دوستان

در يكي از پست هاي بعديم قصد دارم بطور مختصر به معرفي دوستاني كه در وبم لينك هستند، بپردازم

از تمام كساني كه در وبم لينك هستند و دوست دارند خودشان و همچنين وبلاگشان را بيشتر معرفي كنم درخواست ميكنم، اگه علاقمند به همكاري در اين زمينه با من هستند يه بيوگرافي مختصري از خودشون را برام بفرستند

روش معرفي به اينگونه خواهد بود كه در يك پست به معرفي شما و همچنين نظر خودم در مورد شما خواهم پرداخت و با كليك بازديد كننده ها بر روي نام شما وارد وبلاگ شما خواهند شد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی

هوای گریه دارم؛ بگذار فرو شکنم، بگذار کاروان دل را در این غربتِ جانکاه،

همراه سازم با اشک و نغمه‏های سوزناکم را در گوشِ افلاکیان بخوانم. به هر سو

می‏نگرم، آخرین روزشمار خاموشی شمع است و پروانگان، در حالِ طوافند.

آقاجان! تازه چشم‏هایم تو را باور کرده بودند؛ چشم‏هایِ نابینایی که جز جمالِ

دل‏آرای تو، هیچ نمی‏دید.

پیشوای پنجم! شمع‏ها را به یادِ تو هر غروب روشن می‏کردم و گُل‏ها را سحر

به عشق تو آب می‏دادم.

ای زیباترین واژه‏ی من! آمدی و پرده‏ی نادانی را کنار زدی و اینک با رفتنت،

مرا در غم نشاندی. بی تو، پرنده‏ها نمی‏خوانند و نسترن‏ها به طراوت نمی‏نشینند.

بی‏تو، دریاها توفانی‏ترین لحظات را سپری می‏کنند و موج‏ها بهانه‏ای برای

رقصیدن ندارند.

ای امام مظلوم وای پیشوایِ معصوم! در این فضایِ تیره، روحِ پر اندوهم را،

امیدوارانه راهی حریم پاکت نموده‏ام؛ تا شاید در این لحظات، پیوندِ دست‏های متبرکت

را با نور به نظاره بنشینم.

مرا لبریز از صفا کن، که صفای نورانی‏ات، هرگز از خاطرم نمی‏رود. تو امشب

به خوابِ ابدی می‏روی، شهادت را بوسه می‏زنی، در آغوش می‏فشاری؛

بگذار گریه کنم، بگذار بغضم را بشکنم و در دلتنگ‏ترین لحظه‏ام بگریم!

پروانه‏ی دلم را آورده‏ام تا به دور شمعِ جمالت بسوزانم و گُل امیدم را با تو زیباتر

نمایم؛ ای فانوس شب‏های ظلمانی!

رفتنت چه دلگیر بود! تو همواره زنده‏ای؛ مگر می‏شود خورشید بمیرد!

سلام بر همه منتظران حضرت صاحب...
سالروز شهادت سومين خورشيد خفته در بقيع رو به محضر مبارک

حضرت بقيه الله(عج) و امام زين العابدين (ع) و همه شما شيعيان عزيز تسليت

عرض مي کنم


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 4 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی

حرفهای ما هنوز ناتمام...

تانگاه می كنی

وقت رفتن است

بازهم همان حكایت همیشگی !

پیش از انكه با خبر شوی

لحظه ی عزیمت تو نا گزیر می شود

آی...

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

چقدر

زود

دیرمی شود!


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1 آذر1388 توسط  کریم زنگنه ابراهیمی
درباره وبلاگ
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوندهاي روزانه
قالب وبلاگ