اي كه با نامت جهان آغاز شد دفتر ما هم بنامت باز شد
دفتري كز نام تو زيور گرفت كار او ازعرش بالاترگرفت
سلام دوستان بازديد كننده
براي مطالعه بهتر مطالب وبلاگ توصيه مي كنم
از آرشیومطالب استفاده كنين.
همانطور كه قبلا وعده داده بودم قرار بود در يكي از پست هام معرفي كوتاهي از وب هاي
دوستان لينكدونيم را داشته باشم
با تشكر از دوستاني كه در مورد خودشون و وبلاگشون برام مطلب فرستادند
در زير عده اي از وبلاگ هاي لينكم كه يا مطلب فرستاده بودند و يا اجازه ثبت وبشان
را داده بودند رو قرار داده ام
نكته:
دوستاني كه وبشان را در زير قرار داده ام و دوستاني كه برام مطلب فرستاده اند و من
فراموش كردم قرار بدم و يا دوستاني كه دوست دارند در مورد وبشان مطلب قرا بدهم
به من اطلاع بدهند چون اين پست قابل ويرايش در اصلاح و افزودن اطلاعات مي باشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر بر روی لینک های زیر کلبک فرمایید.
نادرترين غزل:
وبلاگ شخصی مجتبی نادری دانشجوی علوم پزشکی کاشان متولد 26 مهرماه 1364
تخلص: ؟؟؟؟ غافل(نادر)
... و هر چه هست از اوست.
وبلاگ مجتبي حسن زاده كه با تخلص هاي سرور و طوفان شناخته شده است
اين وبلاگ می پردازد به دفاع مقدس - فرهنگ شهادت - شهدای گمنام - دانشجو - دانشگاه
مسائل اجتماعی - و اخبار و حوادث دانشگاه علوم پزشكي كاشان
وبلاگ شخصي دكتر پور حسين متولد 10 فروردین 1338 دكتراي روانشناسي و
عضو هيئت علمي دانشگاه تهران
اين وبلاگ گروهي بود و مربوط به هيئت عشاق الولايه دانشگاه است كه توسط
چند نفر از اعضاي هيئت آپ ميشه.
طلب عشق زهر بي سر و پايي نكنيد:
وبلاگ شخصي هادی میرزایی متولد 23 ابان 1367 دانشجوي پرستاري دانشگاه
علوم پزشكي كاشان
چند سالیست که اینگونه اسیر غزلم............چون که افتاده به سوی تو مسیر غزلم
و همين، ساده ترين قصه يك انسان است...:
وبلاگ شخصي محسن نادري متولد 15 شهريور 1367 دانشجوي پرستاري دانشگاه
علوم پزشكي كاشان و دبير كانون شعر و ادب نغمه دانشگاه
دیگر باید رفت باید دلهره فردا را از تو دور ساخت باید رفت تا تو آرام گیری آرام ..آرام..آرام..وبلاگ شخصي علي شايانفر دانشجوي دانشگاه علوم پزشكي كاشان و دبير كانون
قرآن و عترت دانشگاه
ناگهان چقدر زود دير مي شود.
/*]]-->وبلاگ شخصي امين طهمورث دانشجوي ترم 3 پزشكي دانشگاه علوم پزشكي كاشان
متولد 1 فروردين 1369
ميشه سبز رؤياهاي تو سبز كن خواب مرا امشب به گام سبز خويش اي هميشه پاك
و رؤيايي سپيد لحظه هات خاطرات بهترين شبهاي مهتابي مست باران خيس لبخند
و نگاهي پر ز سرخ گرم بازي با نسيم عشقبازي با ستاره
وبلاگ گروهي دانشجويان پزشكي ورودي مهر 87 كه توسط اكثر دانشجويان ورودي 87
پزشكي آپ ميشه ای کاش حلال یاد تو ، مرا از ناخالصیهای وجود جدا کند و ای کاش
بتوانم به همه دنیا بگویم که تو زیباترین حقیقتی هستی که میتوان به آن رسید
هواداران دو اتيشه ابومسلم خراسان:
وبلاگ مصطفي رحمتي يكي از هواداران دو اتيشه و با تعصب ابومسلم و پيام
اين وبلاگ از دو تيم محبوب و پرطرفدار خراسان ، ابومسلم و پيام حمايت ميكند.
وبلاگ هواداران ابومسلم ، از تمام عاشقان فوتبال خراسان كه به ورزشگاه مي ايند
و تيم محبو بشان، ابومسلم و پيام را تشويق ميكنند، نهايت تشكر را دارد.
صورتگر نقاشم هر لحظه بتي سازم:
وبلاگ اختصاصي عبدالله منفرد عبدالله منفرد هستم 26 سالمه اما دوستام ميگن بهت
مياد 20 سالت باشه به طراحي و نقاشي خيلي علاقه دارم متولد مرداد 62 هستم غذاي
مورد علاقم كباب با ماست خيار ديگه هنوزم مجردم همين كافيه ؟
آها ديگه اينكه ديپلم علوم انساني هستم
من یکی یه دونم فارغ التحصیل رشته کامپیوتر خیلی احساساتی(عاشق عروسک)
با کودک درون کاملا شیطون با مزه, همیشه لبخند به لب گاهی هم غمگین موقعی
هم که عصبانی میشم هیچ کس(حتی بابایی) تا شعاع 20 کیلومتریم افتابی نمیشه!!!!!!
خیلی خیلی خدا رو دوست دارم عاشقم ,عاشق قدم زدن زیربارون توی شب
133:
وبلاگ شخصي سید عباس متولد 1364 دانشجوي مديريت دانشگاه اصفهان ساكن يزد
133 به حروف ابجد یعنی عباس
یاکاشف الکرب ان وجه الحسین (ع) اکشف کربی به حق اخیک الحسین (ع)
اللهم عجل لولیک الفرج
راسپینا(يعني پاييز) يه 9 اباني، شيطون، و بيشتر پرحرف عاشق اینترنت و وبلاگش
دوستاش و خانواده اش
راسپینا(البته اسم وبلاگیمه ) 16 ساله (هنوز کوچولو ام
)
تحصیلات :جراح آینده (در حال حاضر سال دوم تجربی البته تو دبیرستان
)
علایق شغل آینده ام (جراحی) اینترنت کتاب فیلم و...
اسمم نیلوفره و تو وبلاگم خاطره و شعر و مطالب باحال می نویسم.شعرایی که میذارم
خیلی قشنگن.وبلاگم هم خیلی باحاله! خلاصه از همه وبلاگ ها بهتره...
من مداد كوچكي هستم در دست خدايي نويسنده كه نامه اي عاشقانه براي جهان ميفرستد.............الناز!!!!!!!!!!!!!!
من دبیر دینی و قران در مقطع متوسطه هستمسنو هم که خودت میدونی نباید از
خانما پرسید چون توی هر سنی باشن همون 18 رو قبول دارنمحل زندگی هم لرستان
دیگه چی بگم بیشتر به مطالعه علاقه دارم اون هم کتابای مذهبی و تاریخی و روانشناسي
از فیلمها و اهنگا هم فیلمای عاطفی مثل میم مثل مادر و ترانه مادری و
از خوانندهاهم شجریان و شهرام ناظری افتخاری رو دوست دارم
خب فکر کنم دیگه چیزی نمونده چون بقیش دیگه سریه
من سارا ام. یه بچه دبیرستانی فرزانگانی!!! دوستام بهم میگن لوس و بچه ننه!!!
ولی خودم چنین اعتقادی ندارم. یه جورایی حقم دارن چون ظاهر و باطنم (در این مورد)
یکی نیست. این وبلاگم فقط برای دل خودم زدم. همین!!!
سلام هموطن عزيز من كوپوش هستم ۲۱ ساله و مقيم قطر با اين وبلاگ ميخوام به
سوالات مهم كه جوابش مثل تجربه مهمه شما رو مهمون وبلاگم كنم اميدوارم خوشتون بياد
عظمت انسان حاصل عظمت فكر اوست:
من حسین جوانشیری دانشجوی رشته کارشناسی پیوسته هوشبری دانشگاه علوم پزشکی
بیرجند هستم.درسال 1369در شهرقاسم آبادبه دنیاآمدم وعلاقه زیادی به رشته هوشبری دارم.
درمورد خودم باید بگم دختری 22 ساله هستم که سرنوشت زیاد باهام سر سازگاری نداره
یه جورایی بد جوری زده تو برجکم ولی با همه ی این حرفا دوستام بهم میگن خیلی
پر انرژی هستم ویه جورایی مثل ادمای بی غم این زمونم رفتار میکنم
درباره ی وبلاگم هم باید بگم هر کس دنبال حرفا وشعرای ناب عاشقونه میگرده
البته از نوع غم انگیزش به وبلاگ من یه سری بزن
پادشاهي پس از اينكه بيمار شد گفت:
«نصف قلمرو پادشاهي ام را به کسي مي دهم که بتواند مرا معالجه کند».
تمام آدم هاي دانا دور هم جمع شدند
تا ببيند چطور مي شود شاه را معالجه کرد،
اما هيچ يک ندانست.
تنها يکي از مردان دانا گفت :
که فکر مي کند مي تواند شاه را معالجه کند.
اگر يک آدم خوشبخت را پيدا کنيد،
پيراهنش را برداريد
و تن شاه کنيد،
شاه معالجه مي شود.
شاه پيک هايش را براي پيدا کردن يک آدم خوشبخت فرستاد.
آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند
ولي نتوانستند آدم خوشبختي پيدا کنند.
حتي يک نفر پيدا نشد که کاملا راضي باشد.
آن که ثروت داشت، بيمار بود.
آن که سالم بود در فقر دست و پا مي زد،
يا اگر سالم و ثروتمند بود زن و زندگي بدي داشت.
يا اگر فرزندي داشت، فرزندانش بد بودند.
خلاصه هر آدمي چيزي داشت که از آن گله و شکايت کند.
آخرهاي يک شب،
پسر شاه از کنار کلبه اي محقر و فقيرانه رد مي شد
که شنيد يک نفر دارد چيزهايي مي گويد.
« شکر خدا که کارم را تمام کرده ام.
سير و پر غذا خورده ام
و مي توانم دراز بکشم
و بخوابم!
چه چيز ديگري مي توانم بخواهم؟»
پسر شاه خوشحال شد
و دستور داد که پيراهن مرد را بگيرند
و پيش شاه بياورند
و به مرد هم هر چقدر بخواهد بدهند.
پيک ها براي بيرون آوردن پيراهن مرد توي کلبه رفتند،
اما مرد خوشبخت آن قدر فقير بود که پيراهن نداشت!!!.
لئو تولستوي

یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علفاش
خوب اگه خوب؛ بد اگه بد، مرده دلهای آدماش
دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد مارو چاره کنه؟
یار دبستانی من، با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما، بغض من و آه منی
حک شده اسم من و تو، رو تن این تخته سیاه
ترکهی بیداد و ستم، مونده هنوز رو تن ما
پیشاپیش عید كمال دین ،سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد.
و همچنین اعیاد عرفه، قربان، ولادت امام هادی هم مبارک
سلام دوستان
در يكي از پست هاي بعديم قصد دارم بطور مختصر به معرفي دوستاني كه در وبم لينك هستند، بپردازم
از تمام كساني كه در وبم لينك هستند و دوست دارند خودشان و همچنين وبلاگشان را بيشتر معرفي كنم درخواست ميكنم، اگه علاقمند به همكاري در اين زمينه با من هستند يه بيوگرافي مختصري از خودشون را برام بفرستند
روش معرفي به اينگونه خواهد بود كه در يك پست به معرفي شما و همچنين نظر خودم در مورد شما خواهم پرداخت و با كليك بازديد كننده ها بر روي نام شما وارد وبلاگ شما خواهند شد.

هوای گریه دارم؛ بگذار فرو شکنم، بگذار کاروان دل را در این غربتِ جانکاه،
همراه سازم با اشک و نغمههای سوزناکم را در گوشِ افلاکیان بخوانم. به هر سو
مینگرم، آخرین روزشمار خاموشی شمع است و پروانگان، در حالِ طوافند.
آقاجان! تازه چشمهایم تو را باور کرده بودند؛ چشمهایِ نابینایی که جز جمالِ
دلآرای تو، هیچ نمیدید.
پیشوای پنجم! شمعها را به یادِ تو هر غروب روشن میکردم و گُلها را سحر
به عشق تو آب میدادم.
ای زیباترین واژهی من! آمدی و پردهی نادانی را کنار زدی و اینک با رفتنت،
مرا در غم نشاندی. بی تو، پرندهها نمیخوانند و نسترنها به طراوت نمینشینند.
بیتو، دریاها توفانیترین لحظات را سپری میکنند و موجها بهانهای برای
رقصیدن ندارند.
ای امام مظلوم وای پیشوایِ معصوم! در این فضایِ تیره، روحِ پر اندوهم را،
امیدوارانه راهی حریم پاکت نمودهام؛ تا شاید در این لحظات، پیوندِ دستهای متبرکت
را با نور به نظاره بنشینم.
مرا لبریز از صفا کن، که صفای نورانیات، هرگز از خاطرم نمیرود. تو امشب
به خوابِ ابدی میروی، شهادت را بوسه میزنی، در آغوش میفشاری؛
بگذار گریه کنم، بگذار بغضم را بشکنم و در دلتنگترین لحظهام بگریم!
پروانهی دلم را آوردهام تا به دور شمعِ جمالت بسوزانم و گُل امیدم را با تو زیباتر
نمایم؛ ای فانوس شبهای ظلمانی!
رفتنت چه دلگیر بود! تو همواره زندهای؛ مگر میشود خورشید بمیرد!
سلام بر همه منتظران حضرت صاحب...
سالروز
شهادت سومين خورشيد خفته در بقيع رو به محضر مبارک
حضرت بقيه الله(عج) و امام زين العابدين (ع) و همه شما شيعيان عزيز تسليت
عرض مي کنم
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تانگاه می كنی
وقت رفتن است
بازهم همان حكایت همیشگی !
پیش از انكه با خبر شوی
لحظه ی عزیمت تو نا گزیر می شود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان
چقدر
زود
دیرمی شود!


